![]() |
![]() |
|
|
از روز اولی که دیدمش خواهرم شد. نمیخواستم کسی به او نگاه چپ کند.همیشه و در همه جا نگرانش بودم که نکند اتفاقی برایش بیافتد.بدون هیچ چشم داشت و توقع.عجیب است کسی نسبت به شخصی دیگر اینگونه...ولی من بودم وخوب حقم را داد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 11:5 توسط خرگوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 بهمن 1387 |
|
RSS
|